تفکر و زبان - دكتر محمدرضا باطنی

تفکر و زبان

روانشناسی زبان، دكتر محمدرضا باطنی

روانشناسی زبان (psycholinguistics) نام شاخه علمی‌نسبتاً جدیدی است که از محل تلاقی زبانشناسی و روانشناسی جوانه زده است. موضوع این علم مطالعه جنبه‌های ذهنی زبان، یا به بیان دیگر، رابطه ذهن و زبان است. پیشرفت عصب- روانشناسی (نوروپسیوکولوژی) هنوزبه آنجا نرسیده است که ما را از کاربرد واژه «ذهن» بی‌نیازکند. هنوز راه درازی در پیش است تا ما به همه اسراری که در کاسه سرمان نهفته است پی ببریم و بتوانیم آزادانه به جای ذهن، کلمه مغز را به کار ببریم. با این‌همه، تصور نمی‌کنم در بین کسانی که با این‌گونه مسائل سروکاردارند تردیدی وجود داشته باشد که بدون مغز چیزی به نام ذهن وجود ندارد.
پیش از آنکه وارد بحث شویم، باید به یک تمایز مهم توجه داشته باشیم و آن تمایز بین زبان و گفتار است. زبان عبارت است از مجموعه‌ای قواعد که به آن دستور (یا گرامر) می‌گویند و نیز تعدادی واژه که واژگان زبان را تشکیل می‌دهد. قواعد دستوری و واژگان زبان ماهیت ذهنی دارند و در جایی از مغز ما که چون و چند آن هنوز به درستی روشن نیست، نگهداری می‌شوند و ناچار مستقیماً درمعرض مشاهده نیستند. به بیان دیگر، زبان رفتار نیست. برعکس، گفتار نمود یا حالت بالفعل زبان است، از این‌رو نوعی رفتار است که مستقیماً به مشاهده درمی‌آید. ما در این بحث، «زبان» و «گفتار» را، با حفظ تمایزی که ذکر شد، به کار می‌بریم. این تمایز در بحثهای فنی زبانشناسی و روانشناسی زبان اهمیت بسیار دارد.
روانشناسی زبان، با آنکه علمی نوخاسته است، به سرعت رشد می‌کند و مسائل متنوع زیادی را در حوزه پژوهشهای خود قرارداده است. ما در اینجا نمی‌توانیم به بحث همه این مسایل بپردازیم. ناچار، برای اینکه از موضوعات مورد بحث تصوری به دست داده باشیم، برخی از آنها را با شرحی مختصر ذکر می‌کنیم.

ادامه نوشته

باللی‌قایا قتل‌عامی

باللی‌قایا قتل‌عامی

باللی‌قایا قتل‌عامیارمنیستان سیلاحلی قووّه‌لری‌نین یاراتدیغی خارابکارلیق قروپونون ۲۸ آقوست ۱۹۹۲-جی ایل تاریخده دینج اهالی‌یه قارشی سوی‌قیریمی. 

حادیثه اؤنجه‌سی

  ۱۹۹۲-جی ایلین مئی آیی‌نین ۱۸-دن سونرا ارمنیستان جومهوریتی سیلاحلی قووّه‌لری طرفیندن اراضیسی ایشغال ائدیلمیش لاچین رایونوندان اولان مجبوری کؤچکون‌لر عبدالله‌یئف عبدالله‌ بدل اوغلونون، هومبتوف وزیر اسماعیل اوغلونون، محرموف کامل ابراهیم‌خلیل اوغلونون، محرموف جمیل ابراهیم‌خلیل اوغلونون، مهدی‌یئف بینّت هومبت اوغلونون، مهدی‌یئف هومبت ابوالقاسم اوغلونون، مهدی‌یئف محمد ابوالقاسم اوغلونون، مهدی‌یئف رهبر محمد اوغلونون عاییله‌لری لاچین رایونونون ایشغالیندان سونرا[1] خانلار رایونونون (گؤی‌گؤل رایونو) اراضی‌سینده، مورووداغین اتکلرینده، ساری‌قایا دئییلن اراضیده دوغما یوردا — لاچینا دؤنمک اومیدی ایله مووقّتی مسکونلاشدیلار[2][3][4]. 

  المحمدوف شمیل المحمد اوغلونون و المحمدوف سخاوت شمیل اوغلونون عاییله‌لری ایسه خیزی رایونونون فیندیغان کندینده مجبوری کؤچکون کیمی مسکونلاشدی.

  ۱۹۹۲-جی ایلین آقوست آیی‌نین سون گونلرینده مجبوری کؤچکونلوک حیاتی یاشایان، آذربایجانین فرقلی بؤلگه‌لرینده مسکونلاشان، یاخین قوهوملوق موناسیبتلری اولان بو عاییله‌لر مسکونلاشدیقلاری اراضی‌لرین حئیواندارلیق اوچون الوئریش‌سیز اولدوغوندان مصلحت‌لشمه‌لر آپاردیقدان سونرا حئیواندارلیق اوچون داها الوئریشلی شراییط یاراتماق مقصدی ایله گورانبوی رایونونون باللی‌قایا کندی‌نین اراضی‌سینده یئرلشن گولوستان مئشه‌سی آدلانان اراضی‌سینده آلاچیقدا (چادیردا) مسکونلاشدیلار.[5]

ادامه نوشته

باشلی‌بئل فاجیعه‌سی

 

باشلی‌بئل فاجیعه‌سی و یا باشلی‌بئل قیرغینیکلبجر رایونونون ایشغالی زامانی ارمنی‌لر طرفیندن آذربایجانلی‌لارا قارشی تؤره‌دیلمیش قیرغین.[1][2]

فون

  ۱۹۹۳-جو ایلین آوریل آیی‌نین اوّل‌لرینده کلبجر رایونو ارمنی‌لر طرفیندن ایشغال اولوندو. بو زامان ۲ مینه یاخین اهالیسی اولان باشلی‌بئل کندی‌نین ۷۳ نفر ساکینی ائولرینی واختیندا ترک ائده بیلمه‌دیلر. آوریلین ۲-ده کند ساکین‌لری‌نین بیر قروپو موحاحصیره‌دن چیخماغا چالیشسالار دا، بونا نایل اولا بیلمه‌ییبلر. بو زامان ساکین‌لردن ۹ نفر یولدا قتله یئتیریلیب، ۵ نفر گیروو گؤتورولوب. دیگر ۶۲ نفر ایسه داغلارا چکیله‌رک کاهالارا سیغینماقلا اؤزلرینی قوروماغا چالیشیبلار.[1] 

ادامه نوشته

زیوربیگ احمدبیگوف

 

زیوربیگ احمدبیگوف

زیوربیگ گرای‌بیگ‌اوغلو احمدبیگوف (۱۸۷۳، شاماخی – ۱۶ فوریه ۱۹۲۵، باکی، آذربایجان (شوروی) – ایلک عالی تحصیللی آذربایجانلی معمار. 

یاشاییشی 

  زیوربیگ احمدبیگوف ۱۸۷۳-جو ایلده شاماخی شهرینده دوغولوب. اورتا تحصیلینی شاماخی‌دا آلمیشدیر. ۱۹۰۲-جی ایلده سنت پترزبورق اینشاات موهندیس‌لری اینستیتوتونو بیتیرمیشدیر. ۱۹۱۰-جو ایلدن باکی شهرینده یاشاییب. ۱۹۰۲-۱۹۱۷-جی ایللرده ز.احمدبیگوف باکی قوبرنیاسی‌‌نین ایداره‌سینده سونرا ایسه باکی شهر ایداره‌سینده معمار ایشله‌میشدیر. آذربایجان خالق جومهوریتی اعلان اولوندوقدان سونرا باکی شهری‌‌نین باش معماری اولوب. 

ادامه نوشته

آرتور شوپنهاور

 

آرتور شوپنهاور (آلمان.Arthur Schopenhauer‎‎؛ 22 فوریه 1788،گدانسک، لهیستان-لیتوانی بیرلیگی – 21 سپتامبر 1860، فرانکفورت ، ، آلمان کونفدراسیونو) — فلسفه تاریخینده پسیمیست عالیم کیمی تانینان آلمان فیلوسوف. 

  آدی تاریخده 100 ان چوخ اؤیره‌نیلمیش شخصیت‌لر لیستینه داخیل ائدیلیب. 

ادامه نوشته

آشفته‌حالان بیداربخت - غلامحسین ساعدی


آشفته‌حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

۱
ملاقات بسیارعاشقانه و تاریخی ئی. جی. پروفراگ با میس لمپتون در پابِ «EndGroove» واقع در چهاراه کج و معوج محله پرتی به نام «South Wimbldon» شهر لندن، درست روبروی دهانه‌ی پُرخمیازه‌ی ایستگاه قطار زیرزمینی، دقیقاً یک ایستگاه مانده به ایستگاه «Morden» یعنی آخرین ایستگاه خط سیاه.
ایستگاه «Morden» شهرت فراونی در این شهر بزرگ دارد. چرا که چند سال پیش ترمز قطار نگرفت و صدها نفر در تصادف قطار با دیوار ایستگاه جان خود را از دست دادند و یا نیمه‌جان شدند. بدین جهت است که بیشتر مسافرین ایستگاه «مردن» در ایستگاه قبلی یعنی ایستگاه «South Wimbldon» پیاده می‌شوند که مثلاً به دیوار روبرو نخورند. هرچند که مدت‌هاست قطار خط سیاه همیشه از دیوار«مردن» فاصله می‌گیرد. با وجود این مسافرین خرافاتی که تقریباً اکثر مسافرین هستند در ایستگاه قبلی پیاده می‌شوند و با پله‌های برقی خود را به بالا می‌رسانند. بیشتر مسافرین پیش از آنکه وارد خیابان شوند از دکه‌های روبرو شکلات و سیگار می‌خرند و یا با بی‌تفاوتی آب‌میوه‌ای می‌نوشند و عده‌ی معدوی مستقیماً وارد پاب می‌شوند.

ادامه نوشته

ساندوریچ- غلامحسین ساعدی

 

ساندوریچ

غلامحسین ساعدی

در، نيمه‌باز شد. مشتري‌ها برگشتند و مرد بلند قد و چهار‌شانه‌اي را ديدند که صورت درشتي داشت، عينک تيره‌اي به چشم زده بود و موهاي جوگندمي‌اش را با سليقة زياد شانه کرده بود، و همان‌طور که لاي در ايستاده بود، پيشخوان و مرد ساندويج فروش را نگاه مي‌کرد

انگار سراغ تلفني آمده بود يا مي‌خواست نشانی جايي را بپرسد. بعد برگشت و آنهايي را که داشتند تند تند ساندويج مي‌خوردند، زيرچشمي نگاه کرد و مردد بود. نه مي‌خواست حرف بزند، و نه مي‌خواست برگردد و نه مي‌خواست وارد شود. آخر سر در را هل داد و وارد شد. لباس سرمه‌اي فوق‌العاده شيک و کفش‌هاي ظريفي پوشيده بود. دستمال سفيدي لاي انگشتانش گرفته بود و مي‌پيچيد. انگار از کثیفی مغازه دل‌آشوبه گرفته بود.

ادامه نوشته

شهر افسانه‌سی

شهر افسانه‌سی

  شهر افسانه‌سی –(اینگیلیس.urban legend ویا urban myth) چاغداش اویدورما نؤوعو؛ آغیزدان آغیزا یاییلان و دوغرولوغو شوبهه دوغوران موعاصیر افسانه‌لره وئریلن آد. بئله حکایه‌لرین همیشه اویدورما (گئرچکلیکدن اوزاق) اولدوغونو سؤیله‌مک اولماز، آنجاق اونلار تحریف اولونموش، شیشیردیلمیش، هیجان قاتیلمیش حکایه‌لردیر. شهر افسانه‌لری نین حقیقته بنزه‌مه‌سی‌نین باشلیجا سببی، اونلارین آراشدیریلماسی و یوخلانیلماسی اوچون خوصوصی بیلیک‌لرین طلب اولونماسی‌دیر. لطیفه‌لردن اونونلا فرقله‌نیر کی، اونلارداکی یومور یوکو (اگر وارسا) حکایه‌نین اساس مقصدی دئییل. شایعه‌لردن فرقی ایسه، کونکرت اینسان‌لارلا باغلی اولماماسیندادیر. عادتاً، هانسیسا شخصین، نقل ائدنله آز علاقه‌لی اولان کیمسه‌نین،  " ایش یولداشی‌نین قوهومونون تانیشی‌نین "  و س. باشینا گلمیش حادیثه  کیمی نقل اولونور. شهر افسانه‌سی شیفاهی اونسیتله، یاخود اینترنتله اؤتورولن موعاصیر فولکلورون بیر حیصه‌سی‌دیر. اونون یاییلماسیندا باشلیجا مقصد ایسه  "‌دهشتلی تهلوکه‌"  حاقیندا اینسان‌لاری خبردار ائتمکدیر.

قایناق

  •     اسماعيل جلاللی (صادقوف)،  " اينفورماتيکا ترمين‌لری‌نين ايضاحلی لوغتی " ، 2017،  " باکی "  نشرياتی، 996 ص.  

کؤچورن: عباس ائلچین

کلاس درس  نوشته‌ی غلامحسین ساعدی

کلاس درس

نوشته‌ی غلامحسین ساعدی

همه ما را تنگ هم چپانده بودند داخل کامیون زوار در رفته‏‌ای که هر وقت از دست اندازی رد می‌‏شد، چهارستون اندام‏ش وا می‌‏رفت و ساعتی بعد تخته‌بندها جمع و جور می‌شدن دور ما، یله می‌شدیم و همدیگر را می‌‏چسبیدیم که پرت نشویم. انگار داخل دهان جانوری بودیم که فک‌هایش مدام باز و بسته می‌شد ولی حوصله جویدن و بلعیدن نداشت. آفتاب تمام آسمان را گرفته بود. دور خود می‏‌چرخید. نفس می‌‏کشید و نفس پس می‏‌داد و آتش می‌‏ریخت و مدام می‌‏زد تو سرِ ما. همه له‌له می‌‏زدیم. دهان‌ها نیمه‌باز بود و همدیگر را نگاه می‌‏کردیم. کسی کسی را نمی شناخت. هم سن و سال هم نبودیم. روبروی من پسر چهارده ساله‌‏ای نشسته بود. بغل دست من پیرمردی که از شدت خستگی دندان‌‏های عاریه‌اش را درآورده بود و گرفته بود کف دستش و مرد چهل ساله‌‏ای سرش را گذاشته بود روی زانوانش و حسابی خودش را گره زده بود. همه گره خورده بودند. همه زخم و زیلی بودند. بیشتر از شصت نفر بودیم. همه ژنده پوش و خاک آلود و تنها چند نفری از ما کفش به پا داشتند. همه ساکت بودیم. تشنه بودیم و گرسنه بودیم. کامیون از پیچ هر جاده‌‏ای که رد می‌‏شد گرد و خاک فراوانی به راه می‌‏انداخت و هر کس سرفه‌‏ای می‏‌کرد تکه کلوخی به بیرون پرتاب می‏‌کرد.

ادامه نوشته

واگن سیاه  نوشته غلامحسین ساعدی

 

واگن سیاه

نوشته غلامحسین ساعدی

 

چندین و چندسال بود که پیداش شده بود، دیگه همه می‌شناختنش، و همیشه‌ی خدا، سر ساعت معین، یه گوشه پیداش می‌شد…

نه، نه، اسم و رسم درست و حسابی نداشت؛ مثل همه‌ی ولگردا، هر گوشه به یه اسم صداش می‌کردن، تو راه‌آهن: هایک، ته شاپور: مایک، تو مختاری: قاراپت، تو تشکیلات: هاراپت، تو سنگلج: برغوس، تو توپخونه: مرغوس، تو لاله‌زار: میرزا بوغوس،‌ تو استانبول: بدارمنی، آوانس خله، موغوس پوغوس. آخرشم نفهمیدیم اسم اصلی‌ش چی هس،‌ کجا رو خشت افتاده، کجا بزرگ شده، پدر مادرش کی بوده، کجا درس خونده، چه جوری زندگی کرده‌، از کی به‌کله‌ش زده…

ادامه نوشته

گدا  نوشته غلامحسین ساعدی

 

گدا

نوشته غلامحسین ساعدی

یه ماه نشده سه دفعه رفتم قم و برگشتم، دفعه‌ی آخر انگار به دلم برات شده بود كه كارها خراب می‌شود اما بازم نصفه‌های شب با یه ماشین قراضه راه افتادم و صبح آفتاب نزده، دم در خونه‌ی سید اسدالله بودم.

در كه زدم عزیز خانوم اومد، منو كه دید، جا خورد و قیافه گرفت. از جلو در كه كنار می‌رفت هاج و واج نگاه كرد و گفت:

«خانوم بزرگ مگه نرفته بودی؟»

روی خودم نیاوردم،‌ سلام علیك كردم و رفتم تو، از هشتی گذشتم، توی حیاط، بچه ها كه تازه از خواب بیدار شده بودند و داشتند لب حوض دست و رو می‌شستند، پاشدند و نگام كردند. من نشستم كنار دیوار و بقچه‌مو پهلوی خودم گذاشتم و همونجا موندم .

عزیز خانوم دوباره پرسید: «راس راسی خانوم بزرگ، مگه نرفته بودی؟»

گفتم: «چرا ننه جون، رفته بودم، اما دوباره برگشتم.»

عزیز خانوم گفت: «حالا كه می خواستی بری و برگردی، چرا اصلاً رفتی؟ می‌موندی این جا و خیال مارم راحت می كردی.»

ادامه نوشته

ابو یوسف الکندی

 

ابو یوسف الکندی

ابو یوسف یعقوب ابن اسحاق الصبّاح الکندی (801–873)—عرب فیلوسوفو. 

یاشاییشی

  الکندی، کوفه‌ده محمدین چاغداشلاری اولان اشعث ابن قیس نسلیندن اولان کندة قبیله‌سی‌نین اصیل عاییله‌سینده آنادان اولموشدور. بو نسیل عبدالرحمن ابن محمد ابن الأشعث‌ین عوصیانیندان سونرا گوجدن دوشمه‌سینه قدر[۱] ائرکن ایسلام دؤورونده کوفه قبیله‌سی‌نین زادگانلیغی‌نین ان گؤرکملی عاییله‌لریندن عایید ایدی[۲]. آتاسی اسحاق کوفه‌نین والیسی ایدی و الکندی ایلکین تحصیلینی اورادا آلمیشدی. داها سونرا تحصیلینی باشا چاتدیرماق اوچون بغدادا گئتدی، بورادا عباسیخلیفه‌لری مأمون (813–833-جو ایللر) ومعتصم (833–842) طرفیندن حیمایه اولوندو. علملره مئیلینی نظره آلان خلیفه مأمون اونو بغداددا یونان فلسفی و علمی متنلری‌نین ترجومه ائدیلمه‌سی اوچون اونون طرفیندن قورولان حیکمت ائوینه تعیین ائتدی. گؤزل خطاطلیغی ایله ده مشهور ایدی و بیر آرادا متوکّل طرفیندن خطاطلیقلا مشغول ایدی. 

ادامه نوشته

مصطفی عبدالجمیل قیریم‌اوغلو

 

مصطفی عبدالجمیل قیریم‌اوغلو

مصطفی عبدالجمیل قیریم‌اوغلو (13 نوامبر 1943، آی-سرز قصبه‌سی) — 1943-جو ایلین 13 نوامبردا او زامان روسیه فدراسیونونون ترکیبینده اولان قیریم موختار شووری سوسیالیست جومهوریتی‌‌نین سوداک ویلایتی‌نین آی-سرز قصبه سینده چوخ‌اوشاقلی عاییله‌ده آنادان اولوب. بوتونقیریم تاتارلاری کیمی اونون دا عاییله‌سی 1944-جو ایل 18 مئی تاریخینده قیریمداناورتا آسیایا کؤچورولوب. 

حاشیه: "International Relations and Security Network"مدیا آژانسینا 2009-جو ایل ژوئیه‌نین اوّل‌لرینده وئردیگی موصاحیبه‌سینده مصطفی جمیل‌اوغلو دئییب:

" بیزیم خالق سوی‌قیریمین قوربانی‌دیر. ایکینجی دونیا ساواشی سونوندا بیزیم میلتی ایستالین‌ین امری ایله اورتا آسیایا کؤچوردولر. حئیوان‌لار اوچون نظرده توتولموش واقون‌لاردا کؤچورولرکن و اورتا آسیاداکی یئنی یئرلرده قیریم تاتارلاری‌نین یاریسی آجیندان، خسته‌لیکدن محو اولدو... من اوشاق اولاندا، آنا و آتامین آخشام‌لار گؤز یاشی ایچینده پیچیلداشمالاریندان آنلادیم کی، بیزیم وطنیمیز اولوب. بو وطن – چاغداش موستقیل اوکراین‌ین ترکیبینده اولان قیریمدیر.‌"  

ادامه نوشته

هربرت ایسپنسر 

 

هربرت ایسپنسر 

هربرت ایسپنسر (اینگیلسHerbert Spencer؛ 27 آوریل 1820، داربی، – 8 دسامبر 1903، برایتون) – اینگیلیس فیلوسوفو و سوسیولوقو. اینگیلیس‌دهسوسیولوژی‌نین اساسینی قویان‌لاردان بیری‌دیر. پوزیتیویزیمین تشکّولونده عوض‌سیز رولو اولموشدور. 

ادامه نوشته